آيا امام مهدى (عج ) برقراركننده اسلام است ؟ مى پرسند:  طبق بعضى از روايات مانند: روايت امام صادق عليه السلام كه فرمود:
(( اذا خرج القائم ياءتى بامر جديد و كتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد؛))
((هنگامى كه قائم (عج ) نهضت مى كند، فرمان نو و كتاب نو و روش نو و دادگاه نو مى آورد.)) (234)
آيا با توجه به اين روايت ، آئين و دينى كه امام قائم (عج ) برقرار مى كند دين ديگر (جديد) غير از اسلام نيست ؟!
پاسخ :  تعبير به نو و جديد، اشاره به اين است كه انقلاب مهدى (عج ) يك دگرگونى اساسى است نه روبنائى ، از اين رو جامعه خيال مى كند چيز جديدى غير از اسلام است .
به عبارت ديگر: پيرايه هائى كه در طول تاريخ اسلام توسط زمامداران نالايق و ديگران به اسلام بسته اند، اسلام را طورى كرده ، كه اگر امام عليه السلام آنها را از اسلام دور كند و حقيقت اسلام را آشكار سازد مردم عوام خواهند گفت : اين يك چيز جديدى است نه اسلام ، در صورتى كه اسلام واقعى همين است .
آرى در طول تاريخ اسلام نفوذ انديشه هاى بيگانه در اسلام و تجددگرائى افراطى مسلمين و رخنه فرصت طلبان و داخل كردن طرحهاى مبهم به عنوان طرح اسلامى در ميان اسلام و تحريفات گوناگون و... اسلام را مسخ خواهد كرد در اين صورت اگر امام قائم (عج ) حقيقت اسلام را آشكار مى سازد، مردم خيال مى كنند مكتب جديد و روش جديد و دادگاه جديدى غير از اسلام به ميان آمده است .
در اينجا براى تكميل اين موضوع به روايت زير توجه فرمائيد:
يكى از ياران امام صادق عليه السلام گويد: از آن حضرت پرسيدم روش ‍ حضرت مهدى (عج ) چگونه است ؟
(( يصنع ما صنع رسول اللّه ، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول اللّه امر الجاهلية و يستاءنف الاسلام جديدا؛))
((همان روش پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم را انجام مى دهد، روشهاى باطل قبل را ويران مى كند چنانكه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم چنين كرد و اسلام را نوسازى و تكميل مى نمايد.)) (235)
بنابراين ، انقلاب حضرت مهدى (عج ) همان انقلاب اسلامى است ، منتهى در سطح وسيعتر و عميقتر.
ابوبصير رحمه اللّه يكى از ياران امام صادق عليه السلام گويد: از آن حضرت پرسيدم مرا از سخن اميرمؤ منان عليه السلام خبر بده كه فرمود:
(( ان الاسلام بدء غريبا وسيعود كما بدء فطوبى للغرباء؛))
((اسلام در آغاز غريب بود و بزودى همچون آغاز غريب خواهد شد، خوشا به سعادت غريبان .))
امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمود:
((وقتى كه امام قائم (عج ) قيام كند دعوت به اسلام را از نو شروع مى كند، چنانكه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم دعوت را شروع كرد.)) (236)
مطلب ديگر اينكه : حضرت قائم (عج ) خودش نور و منطق گويا براى جهانيان است .
امام صادق عليه السلام فرمود:
((وقتى كه قائم ما قيام كند، سراسر زمين به نور پروردگارش روشن مى گردد:))
(( واستتغنى العباد عن ضوء الشمس و القمر؛))
((و مردم از نور خورشيد و ماه بى نياز مى شوند و تاريكى بطور كلى از بين مى رود.)) (237)
مرحوم ملا محسن فيض رحمه اللّه در حاشيه تفسير خود گويد: گويا منظور از بى نيازى سراسر زمين به نور خورشيد و ماه ، بى نياز شدن از برهان و دليل ساطع است چرا كه خود وجود امام كافى است و دلها و مغزهاى همه را نورانى و قبضه مى كند با توجه به اينكه تمام علوم در زمان غيبت در محور برهان و دليل است .
و مطابق روايات : امام قائم (عج ) با معتقدان به اديان مختلف مناظره و احتجاج مى كند و با توراتيان به تورات ، با انجيليان به انجيل و با صحفيان به صحف و با قرآنيان به قرآن و ... همه آنها به حقانيت امام عليه السلام پى مى برند و سوگند مى خورند كه تورات و انجيل و صحف و قرآن حقيقى همانست كه امام عليه السلام به آنان نشان مى دهد سرانجام آنها به اسلام حقيقى مى گروند. (238)
در عين حال ، با كمال قاطعيت به كتاب خدا قرآن ، عمل مى كند و هر گونه منكرات را نابود مى سازد. (239)
و براى برقرارى حكومت جهانى قيام به شمشير (نهضت نظامى ) مى كند، در حدى كه بفرموده امام صادق عليه السلام .
(( اذا قام بالسيف فقتل من كل الف تسعماءة و تسعة و تسعين ؛))
((وقتى كه امام زمان عليه السلام قيام به شمشير مى كند (از منحرفان و طاغوتيان و توطئه گران ) از هر هزار نفر، 999 نفر آنها را به هلاكت مى رساند.)) (240)
امام عليه السلام در برابر قدرتهاى تخريب مى پرسند:  بر همگان روشن است كه روز بروز بر كيفيت و كميت سلاحهاى مدرن از موشكهاى قاره پيما گرفته تا بمبهاى اتمى و هيدروژنى افزوده مى شود، و اين وسائل در دست استكبار جهانى است ، آيا امام زمان عليه السلام مى تواند در برابر اين قدرتها ايستادگى كند و جهان را تحت حكومت خود آورد؟
پاسخ :  اولا: اگر از راه اعجاز، نه امور عادى مساءله را بررسى كنيم ، كه پاسخ سؤ ال آسان است ، چرا كه امدادهاى غيبى و قدرت مطلق خدا پشتيبان حضرت است و همه چيز را براى او يك شبه حل خواهد كرد، به اين معنا كه اسباب كار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
و اگر مسئله را از راه عادى و طبيعى بررسى كنيم ، كه پاسخ پشتيبان حضرت است و همه چيز را براى او يك شبه حل خواهد كرد، به اين معنا كه اسباب كار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
و اگر مسئله را از راه عادى و طبيعى بررسى كنيم ، پاسخ فوق اين است كه مردم دنيا كه از ظلم و و جور و فساد به ستوه آمده و تشنه مصلح حقيقى هستند، وقتى كه نداى چنين مصلحى به گوششان رسيد، خودبخود به سوى او جذب مى شوند و همه امكانات خود را در اختيار اين مصلح قرار مى دهند، البته در اين صورت هم امدادهاى غيبى به كمكشان خواهد شتافت .
با توجه به امكانات عظيم دنياى اسلام از نظر اقتصادى ، نيروى انسانى ، جغرافيائى و استراتژيكى كه در مراحل اول به امام (عج ) مى پيوندند و منافع اوليه دنياى استكبار را در اختيار امام عليه السلام قرار مى دهند، مساءله به راحتى حل خواهد شد.
مثال كوچكش پيروزى انقلاب اسلامى ايران در 22 بهمن سال 1357 در سرزمين خود ما بود كه مردم با رهبرى صحيح با مشتهاى خالى همه اسلحه هاى مدرن و پيچيده را در اختيار خود در آوردند، و غول شاهنشاهى را سرنگون نمودند و مشابه اين مسئله در دنيا كم نيست مانند: فروپاشى غول كمونيسم در شوروى سابق و نقاط ديگر.
قسط و عدل چيست ؟ مى پرسند:  در روايات مربوط به حضرت مهدى (عج ) به طور تواتر (بسيار) آمده كه خداوند، پس از ظهور آن حضرت دنيا را پر از قسط و عدل مى كند آنچنانكه پر از ظلم و جور شده است . (241)
منظور از ((قسط))و ((عدل ))و فرق بين اين دو چيست ؟
پاسخ :  واژه ((قسط)) بيشتر در امور اقتصادى و توزيع اموال براساس عدالت اجتماعى بين افراد به كار مى رود كه در اين جهت هيچگونه تبعيضى نباشد (242) كه در مقابل جور قرار گرفته است ، ولى عدل يك معنى عامى دارد كه شامل عدالت در تمامى ابعاد از عقائد و فرهنگ و سياست و... خواهد شد، كه در مقابل ظلم است .
توسعه عدل و داد در حدى است كه طبق بعضى از روايات نخستين گامى كه امام قائم (عج ) پس از خروج برمى دارد اين است كه سخنگوى آن حضرت به جهانيان اعلام مى كند:
كسانى كه مى خواهند حج مستحب بجاى آورند، حجرالاسود و محل طواف را به كسانى كه حج واجب دارند، واگذار نمايند (243) ضمنا اين روايت حاكى از هجوم زياد مسلمين براى برگزارى حج است براستى چقدر دامنه عدالت گسترش مى يابد؟
((قسط)) و ((عدل )) هر دو بسيار مهم هستند، ولى رعايت ((قسط)) بخصوص در حكومت اسلامى جاى خاصى دارد، مثلا در اسلام بايد بيت المال بطور تساوى در بين مستعقين ، توزيع گردد، شيوه امام على عليه السلام چنانكه در گفتارش در نهج البلاغه پيداست ، همين بوده است ، داستان آهن گداخته در رابطه با برادرش عقيل كه در خطبه 224 نهج البلاغه آمده ، شاهد گويائى بر اين مطلب است اين همان قسط است .
و در خطبه 126 مى فرمايد:
(( ... و لو كان امال لى لسويت بينهم فكيف و انما المال مال اللّه ؛))
((اگر مال از شخص من بود، آنرا بطور مساوى تقسيم مى كردم ، تا چه رسد به اينكه مال ، از آن خدا است .))
از ديدگاه فقه اسلامى نيز مسئله چنين است ، عالم بزرگ شيخ طوسى (ره ) در كتاب ((خلاف )) (باب العين و قسمة الغنيمة ) در مساءله 44 گويد:
در بيت المال ، بين مردم بخاطر شرافت و يا سابقه بيشتر در اسلام يا دانش و زهد، فرقى نبايد گذاشت و شيوه امام على عليه السلام همين بود... سپس ‍ مى گويد: اسم بيت المال ، مطلق است و شامل همه مردم مى شود.
محقق عاليقدر صاحب جواهر رحمه اللّه در جلد 16 نيز همين نظر را بيان مى كند.
آرى در پاره اى از موارد بخاطر امور استثنائى ، به بعضى بيشتر داده مى شود، مثلا در غنائم جنگى كه يكى از منابع درآمد بيت المال است به جنگجويان پياده يك سهم و به جنگ جويان سواره دو سهم و به جنگ جويانى كه از يك اسب بيشتر دارند، سه سهم داده مى شود، ولى اين فرق به خاطر مخارج خوراك آن اسبها است ، و حاكى از تبعيض اين فرق به خاطر مخارج آن اسبها است ، و حاكى از تبعيض در تقسيم بيت المال نيست .
ناگفته نماند كه منابع بيت المال متعدد است :
1- زكاة
2- خمس
3- انفال (غنائم جزء انفال است ).
4- جزيه (كه از اهل كتاب گرفته مى شود).
5- خراج ؛ مقدار مالى كه طبق قرارداد حكومت اسلامى و كاركنان زمين از محصول زمين يا قيمت آن گرفته مى شود آنهم بايد از اراضى خراجيه يعنى از زمينهايى كه مسلمين به اذن امام معصوم عليه السلام با قهر و غلبه يا از روى مصالحه از كفار گرفته اند باشد.
6- فيئى (به معنى بازگرداندن است ) و منظور اموالى است كه بدون زحمت از كفار بازگردانده شده و در اختيار مسلمين قرار مى گيرد، كه طبق آيه 6 و 7 سوره حشر اين اموال مال خدا و رسول و بستگان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و يتيمان و مستمندان و درماندگان راه خدا است ، بنابراين فرق بين فيئى و غنائم جنگى .
(بايد توجه داشت كه درآمد فيئى ، داخل در بيت المال نيست و اختيارش در دست رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و بعد از آن حضرت در اختيار بستگان آن حضرت است و در زمان غيبت با ولى فقيه است تا به مصرف تعيين شده برساند.)
به هر حال قسط اسلامى كه تقسيم و توزيع عادلانه بيت المال است بدون هيچ گونه تبعيضى ، در عصر حكومت درخشان امام عصر(عج ) در اختيار مستحقين قرار مى گيرد (244) و به اين ترتيب امر توزيع كه از مهمترين و پيچيده ترين شاخه هاى اقتصادى است به نحو عادلانه و احسن صورت مى گيرد و از شكاف عميق طبقاتى جلوگيرى مى نمايد.
امروز امر توزيع ثروت در دنيا بقدرى مفتضحانه است كه مثلا در بعضى از كشورهاى آفريقائى ، مردم دسته دسته از گرسنگى مى ميرند ولى در آمريكا و اكثر كشورهاى غربى هزاران دلار خرج ماهيانه سگ خانه شان مى نمايند، با توجه به اينكه اين دلارها و منابع آنها را از همين كشورهاى ضعيف ، مثل زالو مكيده و برده اند.
مسلمانان منتظر امام قائم (عج ) بايد هم اكنون در جهان ، اين زمينه را به وجود آورند، يعنى دست استعمارگران و غارتگران جهانى را كوتاه كنند و ثروتهاى كلان خود را براى خود نگهدارند تا قسط و عدل اسلامى كه از اهداف مهم امام عصر(عج ) است كم كم جامه عمل بپوشد و مستضعفان در فكر و عمل و در اقتصاد و توزيع و بر سر كار آيند و به حقشان برسند.
حكومت قائم عليه السلام و پيشرفت علم ؟ مى پرسند:  صنعت در ابعاد گوناگون روز بروز در حال ترقى و پيشرفت است ، آيا در حكومت مهدى (عج ) اين پيشرفت صنعتى متوقف مى شود و يا ادامه مى يابد؟
پاسخ :  حكومت امام مهدى (عج ) از متن اسلام راستين سرچشمه مى گيرد و اسلام نه تنها با پيشرفت صنعت و هر علم ديگرى كه مانع كمال و رشد انسانها نمى گردد مخالف نيست ، بلكه مؤ يد آن است .
آرى اگر صنايع به صورت عوامل تخريبى و ويرانگر در آيند، اسلام و حكومت امام مهدى (عج ) شديدا با آن مخالفت مى كند.
حكومت مهدى (عج ) مؤ يد پيشرفتهاى همه جانبه صنعتى است كه در خدمت بشر و عدالت و امنيت و آسايش و آزادى به كار رود.
براى اينكه اوج پيشرفت زمان حكومت حضرت مهدى (عج ) را دريابيم به دو روايت ذيل توجه فرمائيد:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
(( ان قائمنا اذا مداللّه لشيعنتا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لا يكون بينهم و بين القائم بريد؛))
((وقتى كه قائم ما قيام كند، خداوند شنوائى گوشها و بينائى چشمهاى شيعيان ما را به گونه اى زياد مى كند كه ديگر بين آنها و امام قائم (عج )، پيك پست نخواهد بود. يعنى آنها مستقيما در هر كجا باشند با امام عليه السلام تماس مى گيرند.)) (245)
شايد بتوان گفت : اين روايت از تلويزيونهاى دو طرفه و داراى تلفن ، سخن مى گويد، و احتمال دارد كه منظور، وسعت ديد و انديشه شيعيان در آن عصر باشد.
مطلب اول را روايت ديگرى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده تاييد مى كند:
(( ان المؤ منين فى زمان القائم و هو بالمشرق يرى اخاه بالمغرب و كذا الذى فى المغرب يرى اخاه بالمشرق ؛))
((در عصر حكومت قائم (عج ) مؤ منى كه در شرق جهان است برادرش را كه غرب جهان است مى بيند و به عكس مؤ منى كه در غرب جهان است برادرش را كه در شرق جهان است مى بيند.)) (246)
روشن است كه : ديدن اين چنين ، حكايت از وجود صنايع پيشرفته مى كند.
2- و در روايت امام باقر عليه السلام فرمود:
((ذوالقرنين (كه شرحش در قرآن در اوائل سوره كهف آمده ) در ميان نوع ابر مخير گرديد او ابر آرام را برگزيد و ابر ديگر كه خشن و سركش است براى صاحب شما (امام قائم (عج )) ذخيره شده است .
روايت كننده پرسيد ابر خشن و سركش چيست ؟
فرمود: ابرى است كه همراه رعد و صاعقه يا برق است صاحب شما (امام قائم ((عج )) ) بر آن سوار مى شود و در پله هاى آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه بالا مى رود.)) (247) به اين ترتيب مى بينيم در اين روايت اشاراتى به فضاپيماهاى بسيار سريع و تندر و كه قدرت وصول به آسمانها هفتگانه را دارند شده است ، اينها و رواياتى از اين قبيل ما را به پيشرفت عجيب صنعت در عصر حكومت حضرت مهدى (عج ) رهنمون مى سازد، البته صنعت مثبت نه منفى .
حكومت مهدى (عج ) و تشريفات ؟ مى پرسند:  تشريفات و اسرافكارى در دنياى روز انسانها را خسته كرده و به زحمت انداخته است ، بخصوص در دنياى غرب ، مد و مدپرست ، همه زندگى آنها را گرفته و ديگر فكر و ذهن اكثر آنها جز به اين امور، كشش ديگر ندارد، آيا در زمان حكومت امام مهدى (عج ) اين گونه تشريفات برچيده مى شود؟
پاسخ :  صد در صد مثبت است ، در آن عصر، هر گونه اسراف و اتراف و تشريفات حرام است و در همه چيز سادگى و زهد و پارسائى كه اساس پرواز در فضاى معنويت است ديده مى شود، چنانكه اسلام از اول اين روش را آورده است .
در اين مورد مفضل رحمه اللّه يكى از شاگردان امام صادق عليه السلام گوديد: ((در سفر حج ، در مراسم طواف خانه كعبه در حضور امام صادق عليه السلام ، مرا ديد و فرمود: ترا غمگين و رنگ پريده مى بينم ؟
عرض كردم : فكرم در اين باره مغشوش است كه حكومت و سلطنت در دست زمامداران ستمگر عباسى است و همه امكانات و زرق و برق در اختيار آنهاست ، اگر حكومت در دست شما بود ما هم به طفيل شما از آن بهره مند مى شديم . امام صادق عليه السلام فرمود:
(( امام لو كان ذلك لم يكن الا سياسة الليل و سياحة النهار و اكل الجشب و لبس الخشن شبه اميرالمؤ منين عليه السلام و الا فالنار فنزوى ذلك عنا فصرنا ناءكل و نشرب و هل راءيت ظلامة جعلها اللّه نعمة ؛))
((اگر حكومت در دست ما بود، شبها به عبادت و نگهبانى و رسيدگى به پرونده هاى امور مردم و روزها به جهاد و تاءمين نيازهاى مردم مى پرداختيم ، به خوردن غذاى ساده و پوشيدن لباس خشن اكتفا مى كرديم ، همانند زندگى اميرمؤ منان على عليه السلام در غير اين صورت سرانجام ما آتش ‍ دوزخ بود، اكنون كه حكومت در دست ما نيست ، ما به طور متعارف (نه ساده ) مى خوريم و مى نوشيم ، آيا مظلوميتى را ديده اى كه خداوند آن را نعمت قرار داده باشد؟)) (يعنى : اكنون كه حكومت ما غصب شده ، در لباس و خوراك و زندگى ، راحت تر هستيم ). (248)
نظير اين روايت در گفتگوى امام صادق عليه السلام با معلى بن خنيس ‍ رحمه اللّه در روايات آمده است . (249)
حكومت درخشان امام مهدى مقدمه ما نمى توانيم درخشندگى حكومت جهانى حضرت قائم (عج ) را آنطور كه هست نشان دهيم ، ولى شايد با ذكر چند ويژگى از ويژگيهاى اين حكومت در همه زمينه هاى ، دورنمايى از اين نظام بهشتى و سراسر عدل آن را توصيف نموده و در معرض ديد خوانندگان قرار دهيم .
به طور كلى همانگونه كه ائمه عليه السلام و امام صادق عليه السلام فرمودند:
(( ان اللّه يحيى الارض بعد موتها؛))
((خداوند زمين را پس از مرگش زنده مى كند.)) (250)
و اين آيه را با ظهور امام قائم (عج ) تطبيق نمودند و فرمودند:
((خداوند زمين را به عدالت قائم (عج ) پس از مرگ رهبران ستمگرا زنده مى گرداند.)) (251)
با مقايسته زمين خشك و مرده با زمين پر از گل و گياه و ميوه و سبزه و آب و مقايسه آن با حكومت مهدى (عج ) به دست مى آوريم كه حكومت جهانى آن حضرت تا چه اندازه اى از عدل و صفا و امنيت و شادمانى در همه زمينه ها برخوردار است . (252)
1- توحيد سراسرى در همه زمينه ها اكنون براى آشنايى بيشتر با اين دوران سراسر درخشان كه خداوند به آن سوگند ياد كرده (253) به ويژگيهاى زير كه نمايانگر دورنمايى از آن است توجه كنيم ، تا زمينه ساز اين ويژگيها باشيم :
امام صادق عليه السلام فرمود:
((وقتى كه قائم (عج ) قيام كند هيچ كافر و مشرك پيدا نمى شود مگر اينكه قيام او را انكار كرده و ناپسند مى شمرد ولى كار به جايى مى رسد كه اگر كافر و مشركى در شكم سنگى سخت ، پنهان شده باشند، آن سنگ مى گويد: اى مؤ من در شكم من كافر است مرا بشكن و او را بكش .)) (254)
و در عبارت ديگر فرمود:
((قائم (عج ) همه دين را در همه عالم آشكار مى سازد.)) (255)
امام باقر عليه السلام فرمود: امام قائم (عج ) هر منافق شكاكى را به قتل مى رساند. (256)
نيز امام باقر عليه السلام فرمود:
((حكومتهاى باطل نابود گردد، حكومتش شرق و غرب را فرا گيرد، دين خدا به وسيله قائم (عج ) زنده گردد و بدعتها و باطلها نابود شود.)) (257)
امام صادق عليه السلام در ضمن روايتى به مفضل رحمة اللّه فرمود:
((به خدا سوگند! اختلاف از ميان اديان برداشته مى شود و همه دينها به صورت يك دين درمى آيند چنانكه خداوند در قرآن مى فرمايد: تنها دين در نزد خدا اسلام است .)) (258)
به اين ترتيب وحدت جهانى معنوى پديد مى آيد.
و به اين ترتيب مى بينيم توحيد در حكومت و سياست و دين و قانون و در يك كلمه توحيد در تمام زمينه ها كه شالوده اساسى يك حكومت درخشان است ، در حكومت حضرت مهدى (عج ) تحت رهنمودهاى آن بزرگمرد الهى پديدار مى شود، به عبارت ديگر، نفوس مردم ، تكامل و رشد مى يابد كه در اين صورت پايه نخستين حكومت عدل جهانى برقرار شده است ، آن هم در سطح كل جهان ، چنانكه در ذيل روايتى از امام كاظم عليه السلام آمده است : در تمام نقاط مشرق و مغرب كسى باقى نمى ماند جز اينكه معتقد به يكتايى خدا است . (259)
و چنانكه امام باقر عليه السلام فرمود:
(( اذا قام قائمنا وضع اللّه يده على رؤ وس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم ؛))
((وقتى كه قائم (عج ) ما قيام كرد، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگانش ‍ مى گذارد و به وسيله آن عقلها و انديشه هايشان را به كمك هم گرفته و كامل مى سازد.)) (260)
در اينجا اضافه مى كنيم كه آن حضرت اسلام را مو به مو و با كمال قاطعيت اجراء مى كند، زناكار همسردار را سنگسار مى نمايد، و مانع زكات را گردن مى زند. (261)
2- پيشرفت عجيب علوم شكى نيست كه علم و دانش و رشد فكرى و فرهنگى نقش به سزايى در تكامل انسان دارد و بسيارى از مشكلات سر راه تكامل را رفع مى كند، در عصر انقلاب جهانى مهدى (عج ) يكى از امور، پيشرفت عجيب علوم در تمام زمينه ها است .
امام صادق عليه السلام فرمود:
((اصول علم و دانش داراى بيست و هفت حرف (رشته ) است ، تمام پيامبران آنچه براى مردم تا حال آورده اند دو حرف بوده ، وقتى كه قائم (عج ) ما قيام كند بيست پنج حرف ديگر عموم را نيز آشكار مى سازد و در ميان مردم رواج مى دهد و ضميمه آن دو حرف مى كند تا بيست و هفت حرف تكميل گردد.)) (262)
اين پيشرفت نه تنها در علوم انسانى ، بلكه در علوم صنعتى و اقتصادى و غيره نيز پديد خواهد آمد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
(( ان المؤ من فى زمان القائم و هو بالمغرب يرى اخاه بالمشرق ؛))
((مؤ من در عصر حكومت مهدى (عج ) در حاليكه در مغرب سكونت دارد، برادرش را كه در مشرق است مى بيند.)) (263)
خود امام قائم (عج ) نيز همچون حضرت على عليه السلام اعلام مى كند:
(( سلونى قبل ان تفقدونى فان بين جوانحى علما جما؛))
((قبل از آنكه از ميان شما بروم هر گونه سؤ ال داريد از من بپرسيد چرا كه سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است .)) (264)
شخصى از امام صادق عليه السلام پرسد؛ مردم چگونه به قيام آن حضرت آگاه مى شوند؟ امام صادق عليه السلام فرمود: ((هر يك از شما وقتى از بستر برخاست ، در كنار بسترش دعوتنامه اى مى بيند كه در آن آيه 53 نور نوشته شده و سپس در آن آمد؛ اطاعت خالصانه نشان دهيد.)) (265)
مفهوم اين روايت به تكنيك ((فاكس )) كه از وسايل مهم مخابراتى امروز است بسيار نزديك مى باشد.
اينها نمونه هايى از روايات است كه حكايت از پيشرفت و رشد همه جانبه علوم مختلف در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) مى كند.
3- پيشرفت و رشد كشاورزى و امكانات  در تعبيرى از ائمه معصومين عليه السلام رسيده است :
((و لا يبقى فى الارض خراب الا يعمره ؛
در همه زمين جاى خرابى نماند بلكه همه را آباد خواهد ساخت .)) (266)
و در عبارتى آمده پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((در آن زمان زمين كبد و اشياء گرانقيمت خود را بيرون مى فرستد و ثروت فراوان در ميان مردم پخش مى شود.)) (267)
و دامدارى نيز در اين عصر به طور چشمگير پيشرفت مى كند (268)
4- برادرى و صفا و صميمت  در آن زمان نه تنها مردم در جهت ظاهر مادى پيشرفت عجيبى مى كنند بلكه از لحاظ معنوى نيز كه بسيار مهم و هدف اصلى است رشد شايانى دارند.
امام باقر عليه السلام فرمود:
(( اذا قام القائم جائت المزلملة و اتى الرجل الى كيس اءخيه فياءخذ حاجته لا يمنعه ؛))
((وقتى كه قائم (عج ) قيام كرد، رفاقت و برادرى برقرار شود، به طورى كه هر كس دست به جيب برادرش كرده و به قدر نياز بدون ممانعت از آن برمى دارد.)) (269)
كوتاه سخن اينكه يك اقتصاد سالم ضد طبقاتى براساس عدل و مساوات اسلامى برقرار مى گردد. (270)
5- امنيت و بركت و وفور نعمت و عدالت  در جهان مفاهيم ، واژه هايى بهتر از عدالت ، بركت ، امنيت و وفور نعمت نداريم .
در حكومت درخشان حضرت مهدى (عج ) تمام اين مفاهيم به نحو احسن محقق مى گردد.
امام باقر عليه السلام فرمود:
((در آن زمان اگر پير زنى از مشرق به مغرب برود كسى به او كار ندارد.)) امام صادق عليه السلام فرمود:
(271)
((وقتى كه قائم (عج ) قيام كرد، داورى به عدالت مى كند و ظلم و جور از ميان مى رود، و راهها امن مى شود، زمين بركتهاى خود را آشكار مى سازد، و هر حقى به صاحبش برمى گردد، و همه مردم معتقد به اسلام مى شوند. پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم در ضمن گفتارى فرمود:
(272)
(( تنعم فيه امتى نعمة لم ينعموا مثلها قط تؤ تى الارض اكلها (كنوزها) و لا تدخر منهم شيئا و المال يومئذ كدوس يقوم الرجل فيقول يا مهدى اعطنى فيقول خذ؛))
((آنچنان در ميان امت من وفور نعمت مى شود كه مثل آن هرگز نبوده است ، زمين گنجها و ميوه هاى خود را آشكار مى سازد و از آنها چيزى كم نكند، و مال و ثروت همچون چيزى است كه زير دست و پا افتاده باشد، شخصى مى آيد و مى گويد: اى مهدى (عج ) از اموال به من بده امام به او مى فرمايد: بگير)) (273)
و در عبارت ديگر فرمود:
((خداوند باران را از آسمان همواره بر آنها بفرستد و از زمين چيزى از گياه نماند مگر اين كه سبز گردد.)) (274)
حضرت رضا عليه السلام در ضمن روايتى فرمود:
((قائم (عج ) وقتى كه ظهور كرد نورش جهان را روشن مى كند، ترازوى عدالت بين مردم قرار مى دهد، هيچكس به كسى ظلم نمى كند، زمين براى او در نور ديده مى شود (يعنى به هر جاى زمين برود فورى و آسان است ) و او سايه ندارد و...))
باز نقل شده كه در سال قيام آن حضرت بيست و چهار بار باران ببارد كه آثار و بركات آن ديده شود. (275)
جالب اينكه : وفور نعمت و به عبارت ديگر اقتصاد خوب و خودكفايى در حدى است كه مردم بى نياز مى شوند و كسى براى صدقه و انفاق خود، شخص نيازمندى را پيدا نمى كند، چرا كه همه مردم خودكفا و بى نيازند. (276)
علاوه بر اين پيشرفتها، پيشرفتهاى ديگرى نيز در شهرسازى و راهسازى و نوسازى و توسعه نهضت سوادآموزى و پيشرفت قضايى و در يك كلمه پيشرفت در همه زمينه ها بوجود مى آيد. (277)
كوتاه سخن آنكه : يك نهضت به تمام معنى پر از صفا و صميميت در دنيا به وجود خواهد آمد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
((وقتى كه قائم (عج ) ما قيام كند سراسر زمين به نور پروردگارش روشن مى شود، يعنى عدل و داد در سراسر زمين تا آنجا كه طبيعت زمين پذيرا باشد اجرا خواهد شد.)) (278)
6- توجه كامل به اماكن مقدسه و توسعه شهرها و بهداشت  از آنجا كه اماكن مقدسه مانند مسجد و... پايگاه مركزى براى عبادت و تعليم و تعلم در جهت تكامل نفوس است ، امام قائم (عج ) در اين جهت نيز توجه خاص دارد، به طورى كه امام صادق عليه السلام فرمود:
((وقتى قائم (عج ) ما ظهور كند در پشت كوفه ، مسجدى مى سازد كه هزار در دارد، و خانه هاى كوفه به دو نهر كربلا متصل مى گردد.)) (279)
ايجاد مسجد بزرگى در پشت كوفه (صحراى نجف ) در روايتى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه مضمونش چنين است :
پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
((گويا حسنى (280) را (در كوفه ) با حسينى (ظاهرا منظور امام قائم (عج ) است ) مى بينم كه حسنى با يارانش با حسينى بيعت مى كنند و در اطراف آن حضرت هستند، تا در جمعه دوم مردم گويند نماز پشت سر امام قائم (عج ) مساوى بانماز پشت سر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم است اما بر اثر كثرت جمعيت در مسجد كوفه جا پيدا نمى شود، امام (عج ) به پشت كوفه رفته و خط مسجد بزرگى را مى كشد كه آن مسجد هزار در دارد، تا مصلاى بزرگ و فراگير براى همه جمعيت باشد.)) (281)
در نوسازى و شهرسازى ، خانه هاى كوفه به خانه هاى كربلا متصل مى شوند. (282)
كوتاه سخن اينكه : آن چنان شرايط زندگى سالم در تمام ابعادش در زمان حكومت امام عصر(عج ) فراهم خواهد شده كه به فرموده امام صادق عليه السلام : ((يك مرد در اين عصر چنان عمر طولانى مى كند كه داراى هزار فرزند مى شود.)) (283)
امام باقر عليه السلام فرمود:
((وقتى كه قائم قيام كرد به كوفه مى رود و چهار مسجد را در آنجا ويران مى نمايد. هر مسجدى كه در زمين مشرف (بر خانه هاى مردم ) باشد، (284) ويران مى كند، راهها را وسيع مى نمايد.))
به اين ترتيب مى بينيم حتى اگر مسجد هدف غير اسلامى داشت ويران مى شود. آرى هر مانعى را كه در راهها است از ميان برمى دارد و عوامل ناپاكى و نادرستى و حتى ناودانهايى را كه موجب اين كثافتها مى شوند از بين مى برد، هر بدعتى را نابود و هر سنت نيكى را احياء مى سازد، قسطنطنيه (واقع در تركيه ) و كوههاى گيلان و چين را فتح مى كند... (285)
جالب اينكه : در اين عصر درخشان ، امكانات يك فرد صالح و مؤ من ، پرنده را از هوا فرود مى آورد و او آن را ذبح كرده و مى پزد و از گوشتش بهره مند مى شود. (286)
در ميان اين امور، آنچه كه بسيار مهم است و امور ديگر مقدمه و وسيله آن است ، تكميل نفوس و بالا بردن سطح معلومات و معنويات است ، كه هدف تمام پيامبران و اولياء خدا همين بوده است . (البته در پرتو تكميل نفوس ، ساير مواهب مادى نيز به دست مى آيد.)
ما وقتى كه آيه 5، سوره قصص (( و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض ...)) را كه در مورد حكومت حضرت ولى عصر(عج ) مى باشد تحت مطالعه قرار مى دهيم ، واژه مستضعف را در روايات امامان عليه السلام مى نگريم مى بينيم بيشتر روايات ، مستضعف را به معنى كم عقل ، كم سواد، هدايت نشده ، بى خبر از قرآن و ناتوانى در فكر و شناخت گرفته اند. (287)
امام باقر عليه السلام در معنى مستضعف فرمود:
(( الذين لا يجدون حيلة و لا يهتدون سبيلا، لا يستطيعون حيلة الكفر و لم يهتدوا فيدخلوا فى الايمان فليس هم من الكفر و الايمان ؛))
آنانكه چاره اى ندارند و به راه هدف ، هدايت نمى يابند، توانايى تشخيص ‍ تزوير كفر را ندارند، و راهى به هدايت نبرده اند تا ايمان آورند، آنها نه كافر و نه مؤ من هستند. (288)
نتيجه مى گيريم كه اهم هدف امام قائم (عج ) تكيل نفوس و آگاه كردن مردم و خط دادن به آنها و هدايت كامل معنوى و علمى آنها و نجات دادن آنها از استضعاف در جهت معنى و فكر و انديشه است ، در اينجا سخن را كوتاه كرده و آن را با اشعار ذيل و چند سخن از بزرگان پايان مى بريم .

سراسر صحن آن آرامگه جنات موعودى
بعينه چون بهشت كردگار آن ساحت غبرا
نه دردى هست و نه رنجى نه آلامى نه اسقامى
نه سودايى تنى افزون شود نه كاهش صفرا
هزاران گل شكفته گردد از آسيب گل چينان
به صد شادى كنار گل كشد صد عندليب آوا
چريدى و چميدى در امان ز آسيب صيادان
غزال كوهى و آهوى دشتى ، شادر در صحرا
و بالاخره به فرموده امام صادق عليه السلام :
(( فياطوبى لمن ادركه و كان من انصاره و الويل كل الويل لمن ناواه و خالفه و خالف امره و كان من اعدائه ؛))
((اى خوشا به سعادت آنكس كه امام مهدى (عج ) را درك كند و از ياورانش ‍ شود، و اى ، واى از هر جهت واى بر كسى كه با او مبارزه و مخالفت كند، و از فرمانش سرپيچى نمايد و در صف دشمنانش قرار گيرد. (289)
و به قول ابن عباس رحمة اللّه صحابى معروف پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و مفسر بزرگ :
(( فطوبى لمن ادرك زمانه ؛)) ((خوشا به سعادت كسى كه زمان ظهور قائم (عج ) را درك كند. (290)
و به فرموده امام على عليه السلام : آيه
(( و نريد اءن نمن على الذيتن آستضعفوا فى الاءرض و نجعلهم اءئمة و نجعلهم الوارثين ؛))
((مى خواهيم بر آنانكه در زمين مستضعف شمرده شدند منت نهيم و آنها را امامان و وارثان زمين قرار دهيم .
در مورد آل محمد عليه السلام است كه مهدى عليه السلام آنها پس از رنج و سختى آنها، نهضت كند و به آنها عزت بخشد و دشمنان آنان را خوار نمايد.
دولت كريمه (291) يكى از دعاهايى كه شبهاى ماه مبارك رمضان مى خوانيم ، دعاى افتتاح است ، اين دعا را حضرت ولى عصر(عج ) به محمد بن عثمان (دومين نائب خاص از نواب اربعه ) تعليم داده و او منتشر نموده است .
سيد بن طاووس رحمة اللّه در اقبال خود در ذكر اسناد دعاهاى ماه رمضان ، دعاى افتتاح را پس از ذكر اسناد دعاهاى ماه رمضان ، دعاى افتتاح را پس از ذكر يك سلسله از ناقلين به محمد بن عثمان مى رساند كه محمد بن عثمان رحمة اللّه آن را از امام زمان عليه السلام گرفته است .
علامه مجلسى رحمة اللّه در زادالمعاد نيز همين سند را نقل كرده و آن را سندى معتبر مى داند و مى گويد: امام زمان عليه السلام آنرا براى شيعيان نوشته است كه هر شب ماه رمضان بخوانند، فرشتگان مى شنوند و براى خواننده آن استثفار مى كنند.
نكته جالب اينكه : در اين دعاى شريف به طور جامع به ويژگيهاى حكومت حضرت مهدى (عج ) كه به عنوان ((دولت كريمه خوانده شده اشاره شده است ، توجه عميق به معنى اين دعا براى منتظران مهدى (عج ) لازم است .
دولت كريمه عبارت از تشكيل دولت اسلامى است كه تمام افراد آن از مزاياى حقوق و عدالت اجتماعى برخوردارند، و در پرتو آن دولت ، توحيد و ايمان در سراسر زمين حكومت مى كند.
حضرت رضا عليه السلام در انتظار رسيدن چنين حكومتى ، دو آيه از قرآن را ذكر فرمود:
1- (( وارتقبوا انى معكم رقيب ؛)) ((شما در انتظار بمانيد، من هم در انتظارم . (292)
2- (( فانتظروا انى معكم من المنتظرين ؛ )) شما منتظر باشيد من هم با شما منتظر هستم . (293)
گر چه آيه اولى از قول حضرت هود عليه السلام و آيه دومى از قول حضرت شعيب عليه السلام به قوم خود است ، ولى حضرت رضا عليه السلام تاءويل فرمودند به ظهور امام زمان عليه السلام كه همه بايد در انتظارش باشيم ، و فرمود:
اين انتظار نيكو انتظارى است . (294)
توجه امام عليه السلام به مكه ، كوفه و قم يكى از شؤ ون يك حكومت جهانى ، و يا فراهم آوردن مقدمات آن ، استفاده از مراكز استراتژيكى و مهم از نظرات مختلف ،به خصوص از نظر معنوى است .
اين مراكز همچون پايگاه و هسته هاى اصلى هستند كه مى توان از آنها به عنوان فراهم آوردن اسباب كار، استفاده كرد. در روايات مربوط به حضرت مهدى (عج ) سه مركز به خصوص اسم برده شده :
1- مكه 2-كوفه 3- قم كه اينها در پيشبرد نهضت جهانى حضرت مهدى (عج ) اثر به سزايى دارند.
ما در اينجا با رعايت اختصار، شرحى درباره اين سه مركز ذكر مى كنيم ، تا رهنمودى براى مسلمين و آينده سازان منتظران حضرت مهدى (عج ) باشد و روز به روز بر رونق اين سه مركز در ابعاد مختلف بيفزايند.
1- مكه مركز اولين جرقه هاى انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج ) در روايات مى خوانيم : حضرت مهدى (عج ) در مكه كنار كعبه ظهور و خروج مى كند. (295)
هنگام ظهور به كعبه تكيه مى كند به صدايش را بلند مى نمايد كه :
((هان اى مردم جهان ، كسى كه مى خواهد به آدم عليه السلام و شيث عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به ابراهيم عليه السلام و اسماعيل عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به موسى عليه السلام و يوشع عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به عيسى عليه السلام و شمعون عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم و اميرمؤ منان على عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به حسن عليه السلام و حسين عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به امامان عليه السلام از فرزندان حسين عليه السلام بنگرد به من بنگرد و به نداى من پاسخ مثبت دهيد، من از آنچه كه آنها خبر داده اند و آنچه كه خبر نداده اند به شما خبر مى دهم . (296)
خلاصه اين روايت اين است كه تمام صفات پيامبران بزرگ و رسولان و اوصياء آنها در وجود من جمع است ، من غير از آنچه آنها آورده اند، شما را به زيادتر از آن آشنا مى كنم ، و اهداف آنها را تكميل مى نمايم .
شما پيرو هر دينى هستيد، گمشده شما در وجود من است به گرد من جمع شويد كه به هدف كامل زندگى خود خواهيد رسيد.
امام باقر عليه السلام در تفسير اين آيه :
(( و اءذان من اللّه و رسوله الى الناس يوم الحج الاءكبر اءن اللّه برى ء من المشركين ؛))
((و اين اعلامى است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم ) مردم در روز حج اكبر (روز عيد قربان ) كه خداوند و پيامبر او از مشركان بيزارند. (297)
فرمود: ((منظور خروج قائم (عج ) و دعوت او از مردم به سوى رهبرى خود است . (298)
ناگفته نماند امام باقر عليه السلام در اين حديث يكى از مصاديق روشن اين دعوت عمومى را بيان مى فرمايد، كه در آن وقت اين دعوت به صورت كامل جامه عمل مى پوشد و تحقق عينى مى يابد.
موضوع ديگر اينكه : ياران امام زمان عليه السلام پس از ظهور در مكه (چنانكه قبلا گفتيم ) به آن حضرت مى پيوندند كه از جمله آنها سيصد و سيزده نفر ياران خاص هستند و سرانجام ده هزار نفر شده و به سوى مدينه رهسپار مى شوند... (299)
موضوع ديگر اينكه امام زمان عليه السلام مسجدالحرام را خراب كرده و به اصل خود برمى گرداند و همچنين ، مقام حضرت ابراهيم عليه السلام را به جاى اصلى خود برمى گرداند.
در اين مورد امام صادق عليه السلام فرمود:
((وقتى كه قائم (عج ) قيام كند، مسجدالحرام را ويران نمايد تا به جاى اصلى خود برگردد، مقام ابراهيم عليه السلام را به محل اصلى خود مى گذارد، دستهاى كليد داران (خائن ..) را قطع كرده و در كعبه آويزان مى نمايد و بر آنها مى نويسد اينها دزدان كعبه هستند. (300)
و سه هزار نفر از خائنان و چپاولگران مكه را در شش نوبت به قتل مى رساند. (301)
از اين مطالب نتيجه مى گيريم كه نخستين جرقه هاى انقلاب جهانى آن حضرت در مكه بروز مى كند. و به اين ترتيب مى بينيم آن حضرت مسائل تشريفاتى و تزئينى و فرعى را از بين برده ، و مردم را به ابعاد اصلى حج كه مهمترين آن ، بعد سياسى و عبادى آن است متوجه مى سازد.
با توجه به اينكه در اسلام ، بعد سياسى نيز عبادت است .
و اين يك درس بزرگى است براى طرفداران مهدى (عج ) كه مكه اين مركز استراتژيكى و مهم دنياى اسلام را به صورت كانون آتشفشان عدالت و معنويت و اتحاد بر ضد استكبار جهانى در آورند. و آنرا آماده ظهور امام عصر(عج ) كنند و از زير يوغ استكبار، خارج نمايند.
در اينجا سخن را رها كرده و به گفتار پرمغز امام خمينى قدس سره كه در پيام مهم خود به مسلمانان در آستانه برگزارى كنگره عظيم جهانى حج سال 1363 (چهارم شهريور مطابق 28 ذى القعده 1404) ابلاغ فرموده اشاره مى كنيم .
((... ابعاد مختلف اين فرضيه الهى عظيم سرنوشت ساز ((حج به واسطه انحرافهاى حكومتهاى جور در كشورهاى اسلامى و آخوندهاى فرومايه كشورهاى اسلامى و كج فهمى هاى بعضى از معممين و مقدس ‍ نماها در تمام كشورهاى اسلامى در پرده ابهام باقى مانده است ، كج فهمانى كه حتى با تشكيل حكومت اسلامى مخالف و آن را از حكومت طاغوت بدتر مى دانند...
...از همه ابعاد حج ، مهجورتر و مورد غفلت تر، بعد سياسى اين مناسك عظيم است كه دست خيانتكاران براى مهجوريت و مورد غفلت تر، بعد سياسى اين مناسك عظيم است كه دست خيانتكاران براى مهجوريت آن بيشتر در كار بوده و هست و خواهد بود و مسلمانان امروز و در اين عصر كه عصر جنگل است ، بيشتر از هر زمان ، موظف به اظهار آن و رفع ابهام از آن هستند...
روزى كه ولى اللّه اعظم امام عصر(عج ) ظاهر شوند و در كعبه نداى عدالت سر دهند و بر خلاف ظالمان و كافران فرياد كشند، همين آخوندها هستند كه او را تكفير و از ستمگران پشتيبانى مى نمايند. (302)
... مراتب معنوى حج كه سرمايه حيات جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه ، نزديك مى نمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادى حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود...
... اگر در اين كنگره جهانى كه همه اقشار ملتهاى مظلوم اسلامى از هر قشر و ملت و داراى هر زبان و مسلك و هر رنگ و قشر ولى با روش واحد و لباس ‍ مشابه ، دور از هر آلايش و آرايش اجتماع نموده اند، مسائل اسلامى اسلام و مسلمين و مظلومان جهان ، از هر فرقه حل نشود حكومتهاى مستكبر و زورگو نيز جايشان ننشينند، از اجتماعات كوچك منطقه اى و محلى كارى برنخواهد آمد و راه حل فراگيرى به دست نخواهيم آورد...
بيتى كه براى قيام ، تاءسيس آن هم قيام ناس و للناس ، پس بايد براى همين مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود و منافع ناس را در همين مواقف شريف تاءمين نمود ورمى شياطين بزرگ و كوچك را در همين مواقف بزرگ انجام داد، مجرد كليد داراى بيت و سقايت حجاج و عمارت مسجدالحرام كافى نيست و مربوط به مقصد نيست ، ساده بودن بيت و مسجد همچون زمان ابراهيم عليه السلام و صدر اسلام و به هم پيوستن مسلمين در آن مكان بى آلايش و وافدين بى پيرايشش هزاران مرتبه بالاتر از تزئين كعبه و بناهاى مرتفع عظيم و غافل شدن از مقصد اصلى كه قيام ناس و شهود منافع ناس ‍ است مى باشد.
(( اجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجدالحرام كمن آمن باللّه و اليوم الآخر و جاهدفى سبيل اللّه لا يستوون عنداللّه و اللّه لا يهدى القوم الظالمين .)) (303)
گويى اين آيه در عصر ما نازل شده و گوياى حال ما است ، در عصر حاضر سرگرمى به سقايت و معيشت حجاج و به عمارت و تزئين مسجدالحرام و غفلت از ايمان به خدا و روز قيامت و كناره گيرى از جهاد فى سبيل اللّه را شعار خود قرار داده اند و كسانى كه به اين آيه عمل كنند آنها را ظالم مى خوانند.
و آيه 3، سوره توبه (و اذان من اللّه و رسوله ...) درست برخلاف رفتار آخوندهاى دربارى و تاءمين كننده منافع شيطان بزرگ آمريكا است ... كه فتوا مى دهند حج بايد از اين مسائل به دور باشد...
مساءله ، مساءله حضور در محضر است و شاهد جمال محبوب ، گويى گوينده از خود در اين محضر بى خود شده و جواب دعوت را تكرار مى كند، و دنباله آن سلب شريك به معنى مطلق آن مى نمايد.
بايد متوجه باشند كه حج آنها حج ابراهيمى عليه السلام ((ابوالانبياء صلوات اللّه عليه باشد و حج محمدى صلى اللّه عليه و آله و سلم (( و الا ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج ؛)) (304) چقدر ناله كن زياد است ولى حاجى حقيقى كم است ....
((از خداوند تعالى پيروزى اسلام و خذلان كفر و بيدارى مسلمانان و تعهدشان را در پيشبرد مقاصد اسلامى خواستارم . (305)
(( روح اللّه الموسوى الخمينى رحمة اللّه ))
نتيجه اينكه مسلمانان دوستدار حضرت قائم (عج ) بايد به مكه و كعبه و حج ، اهميت فراوان بدهند و فلسفه حج را درك كنند و اجرا نمايند و بدانند كه عرفات مركز شناخت و مشعر مركز شعور و منى مركز عشق و قربانى و ترور شياطين تجسم يافيه است در اين صورت كمك بزرگى به فراهم شدن اسباب كار در مورد ظهور آن حضرت كرده اند.
در اينجا اين مطلب را با سخنى از وصيت امام على عليه السلام به دو فرزندش امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام پايان مى بريم .
(( اللّه اللّه فى بيت ربكم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترك لم تناظروا؛))
((خدا را، خدا را، در مورد خانه پروردگارتان (كعبه ) آن را تا زنده هستيد خلوت نكنيد، زيرا اگر اين خانه ترك شود، كرامت و عزت خود را (از طرف خدا و مردم ) از دست خواهيد داد. (306)
آرى بايد مسلمانان با طرح جامع ايجاد شوراى اسلامى اداره امور حج ، با موج عظيم ميليونى ، همه ساله مسلمانان را خط بدهند و نتائج سودمندى از اين مركز عبادى سياسى بگيرند، و بدانند كه مراسم حج تنها بعد عبادى آن نيست و گرنه امام حسين عليه السلام روز هشتم ذى الحجه حج را رها نمى كرد و به سوى جهاد نمى رفت .
ناگفته نماند كه مدينه نيز از مراكز مهم در رابطه با حكومت حضرت مهدى (عج ) است كه آن حضرت با ياران خود از مكه به مدينه آمده و در آنجا جمعيتهاى زيادى به آن حضرت مى پيوندند و عده اى از مخالفان سركوب مى شدند. (از اينكه مدينه را مستقلا ذكر نكرديم چون آن را جزء حجاز و در قلمرو مكه به حساب آورديم .)
اينك به اين روايت توجه كنيد:
امام صادق عليه السلام فرموده :
((مكه ، حرم خدا و حرم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و حرم امام على عليه السلام است و يك نماز در مكه معادل با صد هزار نماز است ، انفاق يك درهم در مكه معادل با انفاق با صد هزار است ، مدينه حرم خدا و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و امام على عليه السلام است و يك نماز در آن معادل با هزار نماز، و انفاق يك درهم در آن معادل انفاق هزار درهم است . (307)
روايات ديگرى نيز در شاءن و مقام مدينه آمده كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى شد.
2- كوفه مقر حكومت حضرت مهدى قبلا گفتيم ، امام قائم (عج ) پس از ظهور از مكه به مدينه آمده و در آنجا همراه دهها هزار نفر از همراهان به سوى كوفه رهسپار مى شوند و مقر حكومت آن حضرت كوفه است يعنى همان محلى كه مقر حكومت اميرمؤ منان حضرت على عليه السلام بود.
امام باقر عليه السلام فرمود:
((گويى قائم (عج ) را مى بينم در نجف كوفه كه از مكه به آنجا آمده در حالى كه پنج هزار فرشته كه جبرئيل عليه السلام در طرف راستش و ميكائيل عليه السلام در طرف چپش و مردم با ايمان در حضورش هستند، و آن حضرت لشكرها را در شهرها گروه گروه پراكنده مى كند. (308)
در كوفه حدود ده هزار نفر كه ((بتريه نام دارند، جلو آن حضرت را مى گيرند و به او مى گويند از همانجا كه آمده اى برگرد ما نيازى به فرزندان فاطمه عليه السلام نداريم ، امام (عج ) با آنها جنگ مى كند و همه آنها را به هلاكت مى رساند، و آنگاه وارد كوفه شده و هر منافق شكاك را مى كشد، و كاخ ‌هاى عظيم ظلم را ويران مى سازد، و جنگ افروزان را به قتل مى رساند تا خداوند خشنود گردد. (309)
آن حضرت در كوفه به توسعه راهها و خيابانها و شهرها و مساجد مى پردازد، بيست و هفت نفر كه اصحاب كهف و يوشع عليه السلام و سلمان رحمة اللّه و ابودجانه رحمة اللّه و مقداد رحمة اللّه و مالك اشتر رحمة اللّه در ميانشان است در نجف به آن حضرت مى پيوندند و در صف ياران آن حضرت قرار مى گيرند.
بالاءخره آنچنان در جهت ظاهر و باطن مردم به طور سريع و وسيع كار را به پيش مى برد كه خداوند سراسر زمين را به نور الهى روشن مى كند و ديگر مردم نيازى به نور خورشيد ندارند، ظلمت و تاريكى (ظلم و فساد) از بين مى رود، يك نفر مرد در زندگى خود آنقدر عمر مى كند كه داراى هزار فرزند مى شود... (310)
موضوع ديگر توسعه دادن به شهر كوفه است كه خانه هاى كوفه به رود كربلا متصل مى شود، و مسجد با شكوهى در پشت كوفه ساخته مى شود كه هزار در دارد.
وسعت كوفه به حدى مى شود كه اگر مردى در كوفه سوار بر استر راهوار بشود تا خود را به نماز جمعه برساند، نماز جمعه را درك نمى كند در صورتى كه آن مرد در كوفه سكونت دارد. (311)
به اين ترتيب مى بينيم كوفه (كه عبارت ديگر آن شامل نجف و عراق است ) پايگاه حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) است ، همان جايى كه در طول تاريخ پايگاه مردان بزرگ چون ادريس عليه السلام ، نوح عليه السلام ، ابراهيم عليه السلام ، عيسى عليه السلام و حضرت امام على عليه السلام و امامان ديگر بوده است .
كه در روايات آمده امام صادق عليه السلام فرمود:
((كوفه باغى از باغهاى بهشت است ، قبر حضرت نوح عليه السلام و ابراهيم عليه السلام و 370 پيامبر ديگر و 600 وصى و قبر سرور اوصياء حضرت اميرالمؤ منين على عليه السلام در كوفه است . (312)
قبر مردان بزرگى همچون حضرت مسلم عليه السلام نماينده اول امام حسين عليه السلام و قبر حضرت هانى رحمة اللّه و مختار رحمة اللّه نيز در كوفه مى باشد.
و حضرت امام على عليه السلام در تفسير آيه 50 سوره مؤ منون :
(( و آويناهما الى ربوة قرار و معين ؛))
((ما حضرت عيسى عليه السلام و مادرش مريم عليهاالسلام را پناه داديم در مكانى بلند و خوب .
فرمود: ((منظور از اين مكان (ربوه ) كوفه است و منظور از ((قرار مسجد است و منظور از ((معين فرات است . (313)
موضوع ديگر اينكه مهمترين مسجد، پس از مسجد اعظم كوفه ، مسجد سهله است كه در حدود سه كيلومترى شمال غربى مسجد كوفه قرار گرفته است .
در روايات آمده حضرت ادريس پيامبر، در اين مكان (كه اكنون مسجد سهله است ) خياطى مى كرد، و حضرت ابراهيم عليه السلام از آنجا سوى عمالقه بيرون رفت و...
امام صادق عليه السلام فرمود:
((گويا مى بينم ، حضرت قائم (عج ) را در مسجد سهله همراه خانواده خود. سپس فرمود:
هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر اينكه در اين مسجد نماز خواند...
يكى از ياران به نام ابوبصير رحمة اللّه عرض كرد: آيا امام قائم (عج ) همواره و هميشه در اين مسجد خواهد بود؟ فرمود: آرى .
امام صادق عليه السلام فرمود: مسجد سهله خانه امام قائم (عج ) است . او عرض كرد: (امامان ) بعد از قائم (عج ) چطور؟(314)
حضرت فرمود: آنها نيز تا آخر دنيا در اين مكان سكونت خواهند كرد. (315)
از اين حديث استفاده مى شود كه در دوران رجعت ، پس از حضرت قائم (عج ) ساير امامان عليه السلام نيز همين مكان را پايگاه مركزى خود قرار مى دهند.
در مورد فضائل و مقدس بودن سرزمين كوفه روايات بسيار به ما رسيده است ، و همچنين در مورد اهل كوفه امام صادق عليه السلام در اين مورد فرمود: ((مؤ منين كوفه حجت مردم ساير بلاد هستند، و نيز خداوند قم و اهلش را حجت بر ساير مردم قرار داد.
و يك قسمت از روايات حاكى است كه هيچكس قصد سوء به كوفه نداشته مگر اينكه به هلاكت رسيده ، كوفه محل امن است و خداوند بلا را از آن رفع نموده است .
و در روايتى كه مرحوم صدوق رحمة اللّه در كتاب معانى الاخبار نقل مى كند، امام كاظم عليه السلام فرمود:
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مى فرمود: خداوند چهار سرزمين را اختيار و امتياز بخشيد چنانكه در قرآن فرمود:(( و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الاءمين ؛ ))
((سوگند به انجير و زيتون و طور سينا و اين شهر با امن .
منظور از تين ، مدينه است و منظور از زيتون ، بيت المقدس است و منظور از طور سينين ، كوفه است و منظور از شهر با امن مكه مى باشد. (316)
و در موضوع دفع و رفع بلا از اين شهر روايات بسيار است از جمله در نهج البلاغه آمده كه اميرمؤ منان على عليه السلام فرمود:
(( گويى تو را مى بينم اى كوفه ، كه همچون چرم بازار عكاظ كه مالش داده و كشيده مى شود، محل تاخت و تاز حوادث و حمله قرار مى گيرى ، من به طور حتم مى بينم كه هر ستمگرى به تو نظر سوئى داشت ، خدا او را گرفتار مى سازد و يا به قتل مى رساند. (317)
همانگونه كه حضرت على عليه السلام فرمود همانطور شد، كسانى كه قصد خيانت به اين شهر را داشتند، همه ذليل و به هلاكت رسيدند.
جنايتكار معروف ((زياد جذام گرفت ، شكم حجاج پر از مار شد، عمر بن هبيره و پسرش يوسف به برص مبتلا شدند، عبيداللّه بن زياد و مصعب و ابوالسرايا به قتل رسيدند. (318)
شركت كنندگان در خون حضرت مسلم عليه السلام و امام حسين عليه السلام هر يك به دست مختار رحمة اللّه مفتضحانه به درك واصل شدند.
به هر حال اين شهر پر سابقه و مقدس و در كنارش حوزه عمليه نجف اشرف و قبر مقدس حضرت على عليه السلام ، اين شهر حماسه ها و خاطره ها، پايگاه مركزى حكومت مهدى (عج ) قرار مى گيرد، و با توجه به موقعيت استراتژيكى سرزمين عراق و اتصال آن به سوره و فلسطين و سپس سرزمين حجاز، و از يك طرف به تركيه و شهرهاى مسلمان نشين شوروى سابق و ايران و... مركز بسيار مناسبى در جهان اسلام براى مركز حكومت جهانى اسلام و براى مركزيت حكومت جهانى است ، نتيجه اينكه طرفداران امام قائم (عج ) بايد عراق را از لوت طاغوتيان پاك سازند، و حوزه علميه نجف را توسعه دهند و زمينه ساز خوبى براى ورود امام قائم (عج ) باشند.
3- قم ، آشيانه اهلبيت عليه السلام و مركز نشر اسلام در مورد قم و فضيلت سرزمين نيز، مطالب بسيارى گفته شده است از جمله :
امام صادق عليه السلام فرمود:
((براى خدا حرمى است و آن مكه است و براى پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم حرمى است و آن مدينه است و براى على عليه السلام حرمى است و آن كوفه است و براى ما حرمى است و آن قم است و به زودى بانويى از فرزندان من در آن سرزمين دفن شود كه نامش فاطمه عليهاالسلام است ، هر كس او را زيارت كند بهشت بر او واجب مى شود.
امام صادق عليه السلام اين سخن را قبل تولد امام كاظم عليه السلام فرمود. و نيز در ضمن گفتارى امام صادق عليه السلام فرمود:
(319)
((مردم قم ياور قائم (عج ) و خواهان حق ما هستند، آنگاه امام صادق عليه السلام سرش را به سوى آسمان بلند كرد و عرض كرد: خدايا اين مردم را از هر فتنه اى حفظ كن و از هر هلاكتى نجات بده .
موضوع ديگر در قم وجود حوزه علميه مقدسه قم است ، كه توسط آن ، اسلام به جهان منتشر شده و مى شود.
و همچنين حدود 444 امامزاده در اين شهر مدفون هستند و اصحاب ائمه عليه السلام و علماء و مراجع و شهداى بزرگ كه هر يك بر رونق و صفاى معنوى اين شهر افزوده است ، تا آنجا كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود: ((درى از بهشت در قم گشوده مى شود. (320)
امام صادق عليه السلام فرمود:
((پيش از ظهور مهدى (عج ) قم مركز علم و دانش مى گردد و از آنجا به تمام شهرها در شرق و غرب ، علم و دانش منتشر مى شود، و حجت خداوند بر همه مردم تمام مى گردد و كسى نمى ماند كه از اين سرزمين بهره مند نشده باشد. (321)
قم چندين نام دارد از جمله نامهاى آن ((مجمع انصار القائم (عج )
(محل تجمع ياران امام زمان عليه السلام ) و ((ماوى للفاطميين (پناهگاه منصوبين به فاطمه زهرا عليهاالسلام ) و بلد الائمه و بلد شيعة الائمه عليهم السلام (شهر امامان عليهم السلام و پيروان امامان )(( مقصم الجبارين مذاب الجبارين )) (شكننده ستمگران جبار، و خورد كننده آنها و... كه همه اين نامها از روايات گرفته شده است ) (322)
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود:
((مردى از قم برمى خيزد و مردم را به سوى حق دعوت مى كند، گروهى همراه او هستند همچون پاره آهن ، طوفانهاى تند حوادث آنها را از پاى در نمى آورد، و از جنگ خسته نمى شوند و نمى ترسند و توكلشان بر خدا است و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است . (323)
و بالاخره صادق عليه السلام فرمود:
((اهل خراسان بزرگان ما هستند و اهل قم ياران ما هستند و اهل كوفه اوتاد (مردان استوار) ما هستند. (324)
سابقه درخشان قم و ورود حضرت رضا عليه السلام به قم و دوستى مردم قم با امامان معصوم عليهم السلام در هر زمان و حوزه علميه قم و مراجع بزرگ تقليد و علماء برجسته كه از قم برخاسته اند، قبر منور حضرت معصومه عليهاالسلام در قم همه و همه بر شكوه اين مركز مى افزايد، و هم اكنون كه از نشانه هايش پيداست زمينه سازى فرهنگى و معنوى و سياسى و غيره كه از ناحيه ساكنان و علماء قم براى قيام جهانى مهدى (عج ) مى شود در جاى ديگر سراغ نداريم .
مسجد جمكران پايگاه عظيم حضرت مهدى (عج ) در قم حضرت ولى عصر(عج ) به اين مركز توجه خاص دارد، و وجود مسجد جمكران در قم (كه چند سالى نمى گذرد كه مركز قم خواهد شد) به دستور امام زمان عليه السلام به يك شخص صالح به نام حسن بن مثله رحمة اللّه ساخته شده ، كه وى مى گويد: در شب هفده ماه رمضان سال 373 هجرى قمرى در سراى خود خوابيده بودم كه ناگاه گروهى از مردم نصف شب به سراى من آمده و مرا بيدار كردند و گفتند برخيز امام زمان عليه السلام تو را خواسته ، برخاستم و همراه جماعت به همان مكانى كه اينك مسجد است رفتيم ، ديدم امام زمان عليه السلام با گروهى روى تختى نشسته و فرمود:
((برو به حسن مسلم رحمة اللّه بگو چند سالى است اين زمين را زراعت مى كنى و ما خراب مى كنيم ديگر اجازه ندارى در اين سرزمين زراعت كنى ، اين زمين شريفى است خداوند اين سرزمين را برگزيده است و اگر ديگر بار اينجا را كشت كنى عذابى به تو خواهد رسيد.
عرض كردم : مردم مرا تصديق نمى كنند، نشانه اى قرار بده .
فرمود:
((ما در اينجا علامتى مى گذاريم به مردم بگو به اين محل احترام كنند و آنرا بنا و تعمير نمايند و چهار ركعت نماز بخوانند... در آخر فرمود: كسى كه دو ركعت نماز (امام زمان عليه السلام ) را در اين مكان بخواند گويا در كعبه نماز خوانده است .
حسن مثله رحمة اللّه و گروهى ديگر امام زمان عليه السلام را اطاعت كردند و در آنجا مسجد ساختند كه هم اكنون با اضافه كردن مساجد و بناهاى ديگر بر تجليل و عظمت جمكران افزوده شده است . (325)
به اين ترتيب مركزيت قم و توجه امام زمان عليه السلام به اين مركز و نشانه هاى معنوى قم و حوزه علميه قم و مدارس علمى جدا دانشگاه حضرت صادق عليه السلام است همه و همه حكايت از آن مى كند كه هنگام ظهور امام (عج ) اين مركز با توسعه بيشتر و عميقتر در نشر اسلام راستين و فقه جعفرى در خدمت حضرت ولى عصر(عج ) قرار مى گيرد.
بنابراين بايد به قم اهميت فراوان داد، و زميه سازان قيام حضرت مهدى (عج ) اين مركز را هيچگاه از ياد نبرند و با حمايتهاى خود بر رونق آن بيفزايند....
ضمنا ناگفته نماند كه يكى از بلاد مقدس از نظر اسلام ، بيت المقدس است ،مسجد اقصى در اين شهر قرار دارد كه دومين معراجگاه پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم است .
و شايد بتوان احتمال داد كه شكست و هلاكت دجال با دار و دسته اش در بيت المقدس توسط حضرت مهدى (عج ) و يارانش ، يك جهتش پاك كردن سرزمين مقدس بيت المقدس از لوث وجود صهيونيستها و اشغالگران قدس ‍ است .
به اين موضوع نيز بايد توجه داشت كه در احكام اسلامى نماز مسافر در چهار مسجد يعنى مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى اللّه عليه و آله و سلم و مسجد كوفه و حائر (حرم ) امام حسين عليه السلام حالت تخيير دارد يعنى هم مى تواند تمام بخواند و هم مى تواند قصر (شكسته ) بخواند، اين دستورها حاكى است كه اين مكانهاى مقدس براى مسلمانان همچون وطن است و بعضى از فقهاء تخيير نماز مسافر در چهار شهر يعنى مكه و مدينه و كربلا و كوفه را جايز دانسته اند. (326)
به هر حال بايد دست استكبار جهانى را از اين مكانهاى مقدس و استراتژيكى قطع كرد و اين مراكز را براى استقبال از امام قائم (عج ) آماده ساخت و آماده نمود.
ديدار كنندگان امام (عج )، در غيبت كبرى 1 امام زمان عليه السلام به صابونى اجازه ديدار نداد: در اينجا مناسب ديدم به ذكر چند نمونه از كسانى كه در زمان غيبت به حضور حضرت قائم (عج ) شرفياب شده اند و به اين سعادت عظمى رسيده اند بپردازم تا شايد رهگشايى براى روشندلان پاك سيرت باشد و آنها نيز با ايجاد شرايط و التماس از در اين خانه ، به اين سعادت نائل گردند و نااميد نشوند. (327)
مردى صالح و خيرانديش در بصره عطارى مى كرد وى داستان عجيبى دارد كه از زبان خودش خاطرنشان مى گردد:
عطار مى گويد: در مغازه نشسته بودم كه دو نفر براى خريد سدر و كافور به در دكان من آمدند از گفتار و سيماى آنان دريافتم كه اهل بصره نيستند و از شخصيتهاى بزرگوار مى باشند (اثر النجابة ساطع البرهان ) از حال و ديار آنان پرسيدم آنها كتمان كردند، من هر چه اصرار مى نمودم آنان نيز اصرار به پاسخ ندادن مى كردند.
آخرالامر آن دو نفر را قسم به حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم دادم كه خود را معرفى كنند چون ديدند من دست بردار نيستم گفتند ما از ملازمان و چاكران درگاه حضرت ولى عصر حجة بن الحسن العسكرى (عج ) هستيم ، شخصى از نوكران آن درگاه با عظمت از دنيا رفته است صاحب آن ناحيه ما را ماءمور كرد كه از تو سدر و كافور خريدارى كنيم .
فهميدم كه اينان از ياران آن حضرت هستند بى اختيار به دست و پاى آنها افتادم و تضرع و زارى كردم كه حتما بايد مرا به آن حضرت برسانيد.
ياران حضرت گفتند مشرف شدن به حضور آن سرور منوط به اجازه ايشان است !
عطار گفت : مرا نزديك آن حضرت ببريد اگر اجازه داد زهى سعادت و گرنه هيچ ؟!
آنان از اقدام به اين كار خوددارى كردند ولى چون من با كمال پافشارى دست بردار نبودم آنگاه به من رحم كرده و منت گذاشتند و درخواست مرا اجابت نمودند.
بسيار خوشحال شدم با شتاب تمام سدر و كافور را به آنها داده ، درب مغازه را بستم و به دنبال آنها روانه شدم تا به ساحل درياى عمان رسيديم .
آن دو نفر بدون احتياج به كشتى روى آب روانه شدند من ترسيدم كه غرق شوم و حيران ايستادم ، آنان متوجه شدند و گفتند: مترس ! خدا را به حضرت مهدى (عج ) قسم بده و رهسپار شو!
من چنين كردم و بر روى آب مانند زمين خشك به دنبال آنها رفتم .
در وسطهاى دريا بوديم ، ديديم ابرها به هم درآمد و هوا صورت بارانى گرفت و شروع به باريدن كرد، اتفاقا من همان روز صابون ريخته بودم و بر پشت بام مغازه و به خاطر آنكه به وسيله تابش آفتاب خشك شود گذارده بودم همين كه باران را ديدم خيال صابونها را نمودم و پريشان خاطر شدم ، به محض اين خيال مادى ناگهان پاهايم در آب فرو رفت و به كمك هنر شناورى به دست و پا و تضرع افتادم آن دو نفر به من توجه كرده و عجز و ذلت مرا مشاهده نمودند فورا به عقب برگشته دست مرا گرفتند و از آب بيرون كشيدند و گفتند: اين پيشآمد، اثر آن خاطره صابون بود، بار ديگر خدا را به حضرت مهدى (عج ) قسم ده تا تو را در آب حفظ كند، من نيز استغاثه نموده و چنين كردم مثل اول روى آب با آنان رهسپار شدم ، وقتى به ساحل رسيديم ، خيمه چادرى را ديدم كه همانند ((شجره طور)) نور از آن ساطع بود و آن فضا را روشن نموده بود.
همراهان گفتند: تمام مقصود در ميان همين پرده است .
با هم به راه خود ادامه داديم تا نزديك چادر رسيديم يكى از همراهان پيشتر رفت تا براى من اجازه ورود بگيرد.
چادر را خوب ديدم و صداى آن بزرگوار را مى شنيدم ولى وجود نازنينش را نمى ديدم ، آن شخص درباره مشرف شدن من از حضور مباركش خواستار اجازه شد، آن جناب فرمود:
(( ردوه فانه رجل صابونى ؛))
((به او اجازه ندهيد و او را در عداد خدمه اين درگاه ملك پاسبان نشمريد، زيرا او مردى صابون دوست و مادى است .))
يعنى او هنوز دل از تعلقات دنياى دنى خالى نكرده و لياقت حضور در اين درگاه را ندارد.
عطار ادامه مى دهد: چون چنين شنيدم ، نااميد گشتم و دندان طمع از ديدار آن حضرت كشيدم و دانستم كه ، وقتى ممكن است به زيارت آن جناب برسم كه دلم را از آلودگى هاى مادى و معنوى زدوده و صاف گردانم . (328)